مراحل جسمى آدم - علیه السلام - او را به مقامى نرسانید كه لیاقت یابد و به عنوان گل سرسبد موجودات و مسجود

فرشتگان، معرفى شود. مرحله تكاملى بشر به آن است كه روح انسانى از جانب خدا به او دمیده گردد، دراین صورت است كه

آدم در پرتو آن روح ویژه انسانى، لیاقت و استعداد فوق العاده پیدا مىكند، و خداوند به فرشتگان فرمان مىدهد كه به عنوان

تكریم و تجلیل از مقام آدم - علیه السلام - او را سجده كنند، یعنى خدا را سجده شكر بجا آورند كه چنین موجود ممتازى را

آفریده است.

خداوند به فرشتگان خطاب نمود و فرمود: «من بشرى از گل مىآفرینم، هنگامى كه آن را موزون نمودم و از روح خودم در آن

دمیدم بر آن سجده كنید.»[12]

بنابراین سجده فرشتگان به خاطر آن روح ویژهاى بود كه خداوند در كالبد بشر دمید، و چنین روحى، به آدم لیاقت داد تا نماینده

خدا در روى زمین شود.

آدم داراى دو بُعد است: جسم و روح انسانى. جسم او به حكم مادى بودنش، او را به امور منفى دعوت مىكرد و روح او به حكم

ملكوتى بودنش او را به امور مثبت فرامىخواند.

فرشتگان جنبههاى مثبت آدم - علیه السلام - را بر اساس فرمان خدا، دیدند، و بدون چون و چرا آدم را سجده كردند، یعنى در

حقیقت خدا را در راستاى تجلیل از آدم سجده نمودند.[13]

ولى ابلیس جنبه منفى آدم، یعنى جسم او را مورد مقایسه قرار داد، و از سجده كردن آدم خوددارى نمود، و فرمان خدا را انجام

نداد.

درست است كه سجده بر آدم - علیه السلام - واقع شده و آدم - علیه السلام - قبله این سجده قرار گرفت. ولى همه انسانها

در این افتخار شركت دارند، چرا كه لیاقت و استعدادهاى ذاتى آدم موجب چنین تجلیلى از مقامش گردید، و چنین لیاقتى در

سایر انسانها نیز وجود دارد.

از این رو در روایات معراج نقل شده: در یكى از آسمانها، پیامبر - صلّى الله علیه و آله - به جبرئیل فرمود: «جلو بایست تا همه ما

و فرشتگان به تو اقتدا كنیم.»

جبرئیل پاسخ داد: «از آن هنگام كه خداوند به ما فرمان داد تا آدم را سجده كنیم، بر انسانها پیشى نمىگیریم، و امام جماعت

آنها نمىشویم».

و نیز هنگامى كه آدم - علیه السلام - از دنیا رفت، فرزندش «هِبَة الله» به جبرئیل گفت: «جلو بایست و بر جنازه آدم - علیه

السلام - نماز بخوان». جبرئیل در پاسخ گفت: «اى هِبَة الله! خداوند به ما فرمان داد تا آدم را در بهشت سجده كنیم، بنابراین

براى ما روا نیست كه امام جماعت یكى از فرزندان آدم - علیه السلام - قرار گیریم.»[14]

_________________________________

[12] ص، 71.

[13] تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 58.

[14] تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 58.