قرآن كریم نوح - علیه السلام - را به عنوان «عبد شكور» (بنده بسیار شكرگزار) معرفى كرده است.[13] امام سجاد - علیه

السلام - فرمود: «مردم سه خصلت را از سه نفر آموختند، صبر و استقامت را از ایوب - علیه السلام -، شكر و سپاس را از نوح -

علیه السلام -، و حسادت را از پسران یعقوب».[14]

اینك در این جا به داستان زیر از كتاب مثنوى معنوى مولانا در مورد خشنودى نوح - علیه السلام - به رضاى الهى و شكر او توجه

كنید:

پس از مناجات نوح - علیه السلام - با پروردگار، در مورد هلاكت پسرش كنعان، خداوند به نوح - علیه السلام - چنین پاسخ داد:

تو اى نوح! عزیز درگاه ما هستى، دلت را به خاطر كنعان نمىشكنم، بگذار تو را از حال او اطلاع دهم.

نوح: نه، نه! اگر خود مرا نیز غرق سازى و نابود كنى بنده تسلیم تواَم. خدایا! تسلیم فرمانت هستم، هر لحظه بخواهى زندهام

كن یا بمیران، حكم و فرمانت جان من است و من از اعماق جان خواسته تو را مىپذیرم و به آن خشنودم!

من در این جهان جز جمال تو را نمىنگرم، و اگر هم چیزى را بنگرم ازاین رو است كه چراغى فرا راه منظر تو است.

من عاشق آفریدههاى تو هستم، صابر و سپاسگزار خالص درگاهت مىباشم، من به وجود عینى مصنوعات عشق نمىورزم،

بلكه آنها را كه آیینه جمال تواند مشاهده مىكنم كه بین این دو فرق بسیار ظریفى است كه تنها اهل شهود آن را درك مىكنند.

گفت: اى نوح! آر تو خواهى *** جمله را حشر گردانم بر آرم از ثَرى

بهر كنعانى دل تو نشكنم *** لیك از احوال او آگه كنم

گفت: نى نى راضیم كه تو مرا *** هم كنى غرقه اگر باید تو را

 

هر زمانه غرقه مىكن من خوشم *** حكم تو جان است چون جان مىكُشم

ننگرم كس را وگر هم بنگرم *** او بهانه باشد و تو منظرم

عاشق صُنع توام در شكر و صبر *** عاشق مصنوع كى باشم چو گبر

عاشق صُنع خدا با فَر بود *** عاشق مصنوع او كافر بود

در میان این دو فرقى بس خفى است *** خود شناسد آن كه در رؤیت صفى است[15]

________________________

[13] اسراء، 3.

[14] عیون الاخبار، ص 29؛ بحار، ج 11، ص 291.

[15] دیوان مثنوى به خط میرخانى، ص 235 (دفتر سوم).