امام صادق - علیه السلام - فرمود: یكى از فرشتگان،

مشمول غضب خداوند شد. خداوند بال و پرش را شكست

و او را در جزیره‏اى انداخت. او سالها در آن جا در عذاب به

سر مى‏برد تا وقتى كه ادریس - علیه السلام - به پیامبرى

رسید. او خود را به ادریس - علیه السلام - رسانید و عرض

كرد: «اى پیامبر خدا! دعا كن خداوند از من خشنود شود، و

بال و پرم را سالم كند».
ا
دریس براى او دعا كرد، او خوب شد و تصمیم گرفت به

طرف آسمانها صعود نماید امّا قبل از رفتن، نزد ادریس آمد و

تشكر كرد و گفت: «آیا حاجتى دارى كه مى‏خواهم احسان

تو را جبران كنم».
ا

دریس گفت: «آرى، دوست دارم مرا به آسمان ببرى، تا

باعزرائیل ملاقات كنم و با او انس گیرم، زیرا یاد او زندگى

مرا تلخ كرده است.»
آ
ن فرشته، ادریس - علیه السلام - را بر روى بال خود

گرفت و به سوى آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسید،

در آن جا عزرائیل را دید كه از روى تعجب سرش را تكان

مى‏دهد.
ا

دریس به عزرائیل سلام كرد، و گفت: «چرا سرت را حركت

مى‏دهى؟»

عزرائیل گفت: «خداوند متعال به من فرمان داده كه روح تو

را بین آسمان چهارم و پنجم قبض كنم، به خدا عرض كردم:

چگونه چنین چیزى ممكن است با این كه بین آسمان

چهارم و سوم، پانصد سال راه فاصله است، و بین آسمان

سوم و دوم نیز همین مقدار. (و من اكنون در سایه عرش

هستم و تا زمین فاصله فراوانى دارم و ادریس در زمین ا

ست، چگونه این راه طولانى را مى‏پیماید و تا بالاى آسمان

چهارم مى‏آید!!). آنگاه عزرائیل همان جا روح ادریس - علیه السلام - را قبض كرد. این است سخن خداوند (در آیه 57

سوره مریم) كه مى‏فرماید:

«وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِیا؛ و ما ادریس را به مقام بالایى ارتقاء

دادیم.[2]»

پیامبر - صلّى الله علیه و آله - فرمود: در شب معراج، مردى

را در آسمان چهارم دیدم، از جبرئیل پرسیدم: «این مرد

كیست؟» جبرئیل گفت: «این ادریس است كه خداوند او را

به مقام ارجمندى بالا آورده است». به ادریس سلام كردم

و براى او طلب آمرزش نمودم، او نیز بر من سلام كرد و

برایم طلب آمرزش نمود.[3]
------------------------------
 [2] تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 350 و 349.
[3] همان مدرك، ص 350.