فرشته‏اى از سوى خداوند نزد ادریس - علیه السلام - آمد

و او را به آمرزش گناهان و قبولى اعمالش مژده داد. ادریس

بسیار خشنود شد و شكر خداى را به جاى آورد، سپس آ

رزو كرد همیشه زنده بماند و به شكرگزارى خداوند بپردازد.

فرشته از او پرسید: «چه آرزویى دارى؟»
ا

دریس گفت: «جز این آرزو ندارم كه زنده بمانم و

شكرگزارى خدا كنم، زیرا در این مدت دعا مى‏كردم كه ا

عمالم پذیرفته شود كه پذیرفته شد، اینك بر آنم كه خدا را

به خاطر قبولى اعمالم شكر نمایم و این شكر ادامه یابد».

فرشته بال خود را گشود و ادریس را در برگرفت و او را به آ

سمانها برد. اینك ادریس زنده است و به شكر گزارى

خداوند اشتغال دارد.[1]

مطابق بعضى از روایات، ادریس - علیه السلام - پس از

مدتى كه در آسمانها بود، عزرائیل روح او را در بین آسمان

چهارم و پنجم قبض كرد، چنان كه خاطر نشان مى‏شود.

[1] ارشاد القلوب دیلمى، ج 2، ص 326.