پس از آن كه آدم و حوّا از آن درخت ممنوع خوردند و بر اثر این گناه (ترك اولى) از آن همه نعمتها و آرامش بهشتى محروم

گشتند، به طور سریع به اشتباه خود پى بردند و توبه كردند. به گناه خود اقرار نمودند و از درگاه الهى طلب رحمت كرده و گفتند:

«پروردگارا! ما به خویشتن ستم كردیم، و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زیانكاران خواهیم بود.»

خداوند به آنها فرمود: «از مقام خویش فرود آیید، در حالى كه بعضى از شما نسبت به بعضى دیگر دشمن خواهید بود (شیطان

دشمن شما است و شما دشمن او) و براى شما در زمین قرارگاه و وسیله بهره گیرى تا زمان معینى است، در زمین زنده

مىشوید و در آن مىمیرید و در رستاخیز از آن خارج مىشوید.»[11]

به این ترتیب آدم و حوّا به زمین آمدند و گرفتار رنجهاى زمین شدند، ولى توبه حقیقى كردند و خداوند توبه آنها را پذیرفت.

خداوند مهربان به آدم - علیه السلام - و حوّا - علیها السلام - لطف كرد و كلماتى را به آنها آموخت تا آنها در دعاى خود آن كلمات

را از عمق جان بگویند و توبه خود را آشكار و تكمیل نمایند.[12]

 

 

از امام باقر - علیه السلام - نقل شده كه آن كلمات كه آدم و حوّا، هنگام توبه گفتند چنین بود:

«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسِى فَاغْفِرْ لِى اِنَّكَ خَیرُ الْغافِرِینَ؛ خدایا! معبودى جز تو نیست، تو پاك و منزه

هستى، تو را ستایش مىكنم، من به خود ستم كردم، مرا ببخش كه تو بهترین بخشندگان هستى.»

«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، رَبِّ اِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى فَارْحَمْنِى اِنَّكَ خَیرُ الرّاحِمِینَ؛ خدایا! معبودى جز تو نیست، تو

پاك و منزهى تو را ستایش مىكنم، پروردگار من به خود ستم كردم، به من رحم كن كه تو بهترین رحم كنندگان هستى.»

«اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسِى فَتُبْ عَلَى اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمِ؛ خدایا! معبودى جز تو نیست، پاك و

منزهى، تو را ستایش مىكنم، پروردگار من به خود ستم كردم، توبهام را بپذیر كه تو بسیار توبه پذیر و مهربان هستى.»[13]

 

مطابق روایاتى كه از طریق شیعه و اهل تسنّن نقل شده، در كلماتى كه خداوند به آدم - علیه السلام - آموخت، و او به آنها

متوسل شده و توبهاش پذیرفته شد نام پنج تن آل عبا بود، او گفت: «بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِى وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ».[14]

و در روایت امامان و اهلبیت - علیهم السلام - چنین آمده: «آدم - علیه السلام - سربلند كرد و عرش خدا را دید، كه در آن

نامهاى ارجمندى نوشته شده بود، پرسید این نامهاى ارجمند از آن كیست؟ به او گفته شد: این نامها نام برترین خلایق در

پیشگاه خداوند متعال است كه عبارتند از: محمد، على، فاطمه، حسن و حسین - علیهم السلام -. آدم براى پذیرش توبهاش، به

آنها متوسل شد و خداوند به بركت وجود آنها، توبه او را پذیرفت.»[15]

___________________________

 

[11] اعراف، 23 - 25؛ بقره، 24 و 25.

[12] بقره، 37.

[13] مجمع البیان، ج 1، ص 89 (ذیل آیه 37 بقره).

[14] الدّر المنثور، ج 1، ص 60 و 61؛ مناقب ابن مغازلى شافعى، چاپ اسلامیه، ص 63.

[15] مجمع البیان، ج 1، ص 89؛ نور الثقلین، ج 1، ص 67 و 68؛ منافاتى ندارد كه خداوند در عباراتى كه به آدم و حوّا آموخت تا

توبه كنند، هم كلمات توحید، و هم نام پنج تن آل عبا - علیهم السلام - را واسطه توبه آنان قرار داده باشد.